این بزرگوار که با حاشیه از شهرداری ساری رفته بود، حالا مدیرعامل بزرگترین هلدینگ نفتی ایران است!
از شهرداری ساری تا حلقه انتصابات اقتصادی؛ پرسشهایی که همچنان بیپاسخ ماندهاند؛ مرور سوابق مدیریتی، گزارشهای نظارتی و ابهاماتی که نام مهدی عبوری را بار دیگر در کانون توجه قرار داده...
پتروشیمی آنلاین؛ در حالی که سالها از پایان دوران مدیریت مهدی عبوری در شهرداری ساری میگذرد، نام او همچنان در برخی محافل مدیریتی و اقتصادی کشور مطرح است؛ موضوعی که بار دیگر توجه افکار عمومی و رسانهها را به پرسشهای قدیمی اما بیپاسخ جلب کرده است.
بسیاری معتقدند پرونده مدیریتی عبوری تنها به یک دوره فعالیت در شهرداری ساری محدود نمیشود، بلکه به الگویی از انتصابات و جابهجاییهای مدیریتی گره خورده که همچنان محل بحث و بررسی است.
آغاز یک مسیر پرحاشیه
مهدی عبوری در سنین جوانی بر کرسی شهرداری ساری تکیه زد و طی سالهای حضور خود، اجرای پروژههای متعدد عمرانی را در دستور کار قرار داد. با این حال، در همان مقطع نیز انتقادهایی درباره نحوه مدیریت منابع شهری، میزان بدهیهای ایجادشده، اولویتبندی پروژهها و سطح شفافیت مالی مطرح شد.
طی سالهای بعد، گزارشها و مطالب متعددی در رسانهها و برخی محافل کارشناسی درباره عملکرد آن دوره منتشر شد؛ گزارشهایی که هیچوقت نتوانست حساسیتهای موجود را به طور کامل از بین ببرد.
گزارشهای نظارتی و ابهاماتی که همچنان باقی است
در ماههای اخیر نیز برخی گزارشها و یادداشتهای رسانهای بار دیگر به سوابق مدیریتی عبوری پرداختهاند. در این گزارشها، موضوعاتی نظیر برخی پروندههای اداری، گزارشهای نظارتی و پرسشهایی درباره روند ادامه فعالیت مدیریتی وی مورد اشاره قرار گرفته است.
با این حال، آنچه بیش از هر چیز مورد توجه منتقدان قرار دارد، نبود پاسخهای شفاف و اقناعکننده به بخشی از ابهامات مطرحشده در سالهای گذشته است.
حلقه انتصابات؛ تکرار یک الگوی مدیریتی؟
یکی از مهمترین انتقادهای مطرحشده درباره سالهای اخیر، حضور و جابهجایی مکرر برخی مدیران نزدیک به عبوری در مجموعههای مختلف اقتصادی و اجرایی است.
اگرچه هیچ مرجع رسمی تاکنون چنین ادعاهایی را تأیید نکرده است، اما استمرار این انتصابات باعث شده پرسشهای جدی درباره معیارهای انتخاب مدیران در برخی مجموعهها مطرح شود.
مسئله فراتر از یک فرد است
موضوع مهدی عبوری امروز دیگر صرفاً به یک مدیر یا یک دوره مدیریتی محدود نمیشود. آنچه افکار عمومی را به خود مشغول کرده، سازوکاری است که در آن گزارشهای نظارتی، انتقادهای رسانهای و مطالبه شفافیت، الزاماً به پاسخگویی روشن و قانعکننده منجر نمیشود.
پرسش اصلی اینجاست: اگر گزارشها و هشدارهای مطرحشده در سالهای گذشته فاقد اهمیت بودهاند، چرا هیچگاه پاسخ جامع و شفافی به آنها ارائه نشده است؟ و اگر این هشدارها واجد اهمیت بودهاند، چه اقداماتی برای رفع نگرانیهای موجود انجام شده است؟
تا زمانی که پاسخ روشنی به این پرسشها داده نشود، ابهامات موجود نهتنها از میان نخواهد رفت، بلکه به مطالبهای دائمی در افکار عمومی تبدیل خواهد شد؛ مطالبهای که محور آن چیزی جز شفافیت، پاسخگویی و اعتمادسازی نیست.
بدون نظر! اولین نفر باشید