«ارزانخوری»را به ملت بزرگ ایران توصیه نکنید؛ با این منابعی که ایران دارد، نباید دغدغه غذا داشته باشند
یک فعال رسانهای نوشت: وظیفه وزارت بهداشت این نیست که مردم را با فقر سازگار کند؛ وظیفهاش دفاع از سلامت عمومی است. اگر گوشت از سفره مردم حذف میشود، اگر لبنیات برای خانوادهها کالای لوکس میشود، اگر...
به گزارش پتروشیمی آنلاین؛ علیاکبر شیرخانی نوشت:
وقتی یک مقام مسئول در وزارت بهداشت به مردم توصیه میکند که در برابر گرانی گوشت، لبنیات، میوه و سبزیجات سراغ «جایگزینهای ارزانتر» بروند، مسئله فقط یک توصیه تغذیهای نیست؛ این جمله، اعترافی تلخ به کوچک شدن سفره مردم است.
وظیفه وزارت بهداشت این نیست که مردم را با فقر سازگار کند؛ وظیفهاش دفاع از سلامت عمومی است. اگر گوشت از سفره مردم حذف میشود، اگر لبنیات برای خانوادهها کالای لوکس میشود، اگر میوه و سبزیجات از سبد خرید طبقات متوسط و ضعیف عقبنشینی میکند، پاسخ حاکمیت نباید آموزش «کمخوری اقتصادی» باشد؛ پاسخ باید تأمین دسترسی پایدار، ارزان و عادلانه به غذای سالم باشد.
چرا مردم باید به جای گوشت، تخممرغ را «جایگزین اضطراری» کنند؟ چرا به جای لبنیات، توصیه به حداقلسازی مصرف بشنوند؟ چرا خانواده ایرانی باید هر روز میان اجارهخانه، درمان، آموزش و غذای سالم یکی را قربانی کند؟
در کشوری که سالانه میلیاردها دلار برای واردات کالاهای اساسی و دارو ارز تأمین میشود، مسئله فقط کمبود منبع نیست؛ مسئله اولویتگذاری، مدیریت و عدالت در توزیع است. وقتی فقط اتلاف گازهای فلر، سالانه معادل چند میلیارد دلار ثروت ملی را میسوزاند، چگونه میتوان از مردم خواست که با نسخههای ارزانتر، کمبود پروتئین و کالری را تحمل کنند؟
اگر هزینههای ناشی از سوءمدیریت انرژی، هدررفت منابع، قاچاق، فساد زنجیره تأمین، رانت ارزی، واردات بیکیفیت، سیاستهای غلط کشاورزی و فشارهای سنگین بر زیرساختهای کشور مهار شود، تأمین غذای سالم برای مردم رؤیا نیست؛ حق بدیهی ملت است.
حتی در حوزه مهاجرت نیز بحث اصلی نباید حمله به انسانهای آواره و محروم باشد؛ مسئله، مدیریت مرز، ساماندهی اتباع، دریافت حمایت بینالمللی و جلوگیری از تحمیل هزینههای بیبرنامه به بودجه عمومی ایران است، آقایان نمیتواند هزینه بیبرنامگی را از سفره مردم ایران بردارند.
وزارت بهداشت باید صریحتر سخن بگوید: خطر سوءتغذیه جدی است. حذف تدریجی گوشت، لبنیات، میوه و سبزیجات از سفره مردم، مسئلهای صرفاً اقتصادی نیست؛ تهدیدی برای نسل آینده است. کودکی که امروز پروتئین کافی دریافت نمیکند، فردا با ضعف جسمی، افت تحصیلی و آسیبهای مزمن سلامت روبهرو میشود. این هزینهها چند برابر گرانتر از تأمین امروز غذای سالم است.
مردم ایران شایسته توصیه به «ارزانخوری» نیستند. شایسته سیاستی هستند که گوشت، لبنیات، حبوبات، میوه و سبزیجات را دوباره به سبد عادی خانوار برگرداند. مسئولان نباید نسخه فقر را علمی جلوه دهند. علم تغذیه برای حفظ سلامت مردم است، نه برای بزک کردن ناتوانی سیاستگذاری.
مثلا آقایان که مردم ایران را تشویق به خوردن سویا و… میکنند خوبست بدانند سالانه میلیاردها دلار بر اثر فلر گاز از منابع ملت ایران میسوزد، درحالیکه مجموع بازار جهانی سه محصول لوکس و خاص غذایی؛ یعنی خاویار، گوشت نهنگ و گوشت گوزن شمالی، در خوشبینانهترین برآوردها تنها چند میلیارد دلار در سال ارزش دارد!
سؤال روشن اینست: چرا باید مردم دنبال جایگزین ارزانتر بگردند، اما دولت دنبال مهار هدررفتهای میلیارددلاری نرود؟
سفره مردم محل آزمون تابآوری نیست؛ و باید خط قرمز حکمرانی باشد.
بدون نظر! اولین نفر باشید